جنگی با نشانه‌های تکراری به روایت «فارن پالیسی»

پایان جنگ ایران و آمریکا یا یک «جنگ بی‌پایان»؟ | ترامپ گرفتار یک خطای محاسباتی شده است | مسیری آشنا با پایانی نامعلوم

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۸۴۲۹۹
اقتصادنیوز: قدرت‌های بزرگ اغلب در شرایط بن‌بست نظامی دچار اشتباهات راهبردی در تصمیم‌گیری می‌شوند. آن‌ها به‌جای ارزیابی دقیق هزینه‌ و فایده، عواملی مانند حفظ اعتبار، ترس از عقب‌نشینی، یا تلاش برای توجیه هزینه‌های گذشته را وارد معادله می‌کنند. تجربه جنگ ویتنام نمونه‌ بارزی از این اشتباهات است.
پایان جنگ ایران و آمریکا یا یک «جنگ بی‌پایان»؟ | ترامپ گرفتار یک خطای محاسباتی شده است | مسیری آشنا با پایانی نامعلوم

به گزارش اقتصادنیوز، آتش‌بس شکننده میان ایران و آمریکا درحالی همچنان برقرار است که شب گذشته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، خبر از توقف عملیات آزادسازی تنگه هرمز داد.

این عملیات تنها پس از 24 ساعت متوقف شد. مقامات آمریکایی دلیل آن را تلاش‌های میانجی‌گر پاکستانی و احتمال دسترسی به یک توافق با ایران اعلام کردند. با این‌وجود، به‌نظر نمی‌رسد که این عقب‌نشینی به معنای پایان درگیری‌ها در منطقه باشد.

تجربه‌های تاریخی خبر از جنگ طولانی می‌دهند؟

ویل والدورف در فارن‌پالیسی نوشت: جنگ میان آمریکا و ایران شاید در نگاه اول شبیه به یک درگیری کوتاه‌مدت به‌نظر برسد. افزایش قیمت انرژی، فشارهای سیاسی در داخل آمریکا و نبود حمایت گسترده مردمی، همگی عواملی هستند که معمولا دولت‌ها را به سمت پایان سریع‌تر جنگ‌ها سوق می‌دهند، اما اگر قرار باشد تا تجربه‌های تاریخی را معیار قرار بدهیم، این جنگ می‌تواند مسیری کاملا متفاوت را طی کند؛ مسیری که به یک جنگ بی‌پایان ختم می‌شود.

خبر مرتبط
معادله جنگ ایران و آمریکا در بن بست! | پهپادهای ارزان‌قیمت قواعد جنگ را بازتعریف کردند | توافق حداقلی در دسترس است؟

اقتصادنیوز: آینده بحران کنونی میان تهران و واشنگتن بیش از آنکه در میدان جنگ تعیین شود، در میز مذاکره شکل خواهد گرفت. ایران احتمالا تلاش خواهد کرد تا با استفاده از زمان و شرایط موجود، امتیازهای بیشتری به دست آورد، در حالی که آمریکا نیز تحت فشار داخلی و خارجی ناچار به انعطاف بیشتر خواهد شد.

تحلیل این وضعیت نشان می‌دهد که سه عامل کلیدی، که در بسیاری از جنگ‌های طولانی گذشته نقش داشته‌اند، در اینجا نیز حضور دارند؛ «اراده قوی طرف ضعیف‌تر، اختلال در محاسبات طرف قدرتمند، و نبود محدودیت‌های نهادی مؤثر برای مهار جنگ.»

وقتی مقاومت به معنای پیروزی می‌شود

با وجود بیش از ۱۶ هزار حمله هوایی از سوی آمریکا و اسرائیل، ایران نه‌تنها فرو نپاشیده است، بلکه با اقدامات متقابل مانند حملات منطقه‌ای تا بستن تنگه هرمز، توانسته هزینه‌های جنگ را برای طرف مقابل بالا ببرد. این رفتار نشان‌دهنده سطح بالایی از تاب‌آوری و عزم جدی است.

در چنین شرایطی، ایران نه‌تنها حاضر به تحمل هزینه‌های سنگین شد، بلکه از هر فرصتی برای نشان دادن مقاومت خود استفاده می‌کند. تهران حتی در مذاکرات هم عجله‌ای برای توافق ندارد و تلاش می‌کند تا زمان را به نفع خود مدیریت کند. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران در چندین نوبت مذاکرات را به تعویق انداخته یا از حضور در آن‌ها خودداری کرده، رفتاری که در بسیاری از جنگ‌های فرسایشی دیده می‌شود.

ویتنام

گرفتاری آمریکا در تله خطاهای محاسباتی

از سوی دیگر، قدرت‌های بزرگ اغلب در شرایط بن‌بست نظامی دچار اشتباهات راهبردی در تصمیم‌گیری می‌شوند. آن‌ها به‌جای ارزیابی دقیق هزینه‌ و فایده، عواملی مانند حفظ اعتبار، ترس از عقب‌نشینی، یا تلاش برای توجیه هزینه‌های گذشته را وارد معادله می‌کنند.

تجربه جنگ ویتنام نمونه‌ بارزی از این اشتباهات است. جنگی که چندین رئیس‌جمهور آمریکا با وجود آگاهی از دشواری پیروزی و تنها به‌دلیل نگرانی از پیامدهای سیاسی هرگونه عقب‌نشینی، به ادامه جنگ پرداختند. در افغانستان نیز منطق سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته، بارها بهانه‌ای برای ادامه حضور نظامی آمریکا در این شور شد.

تکرار زنجیره‌ای اشتباهات گذشته

در مورد جنگ با ایران هم نشانه‌هایی از اتخاذ چنین الگوهایی دیده می‌شود. تأکید واشنگتن بر دستیابی به یک پیروزی بزرگ، اصرار بر حفظ شروط حداکثری در مذاکرات و کم‌توجهی به هزینه‌های اقتصادی جنگ برای شهروندان، همگی می‌توانند نشان‌دهنده تغییر در منطق تصمیم‌گیری مقامات باشند. در چنین فضایی، ادامه جنگ نه لزوما به‌دلیل سودمندی آن، بلکه به‌دلیل ملاحظات حیثیتی یا سیاسی دنبال می‌شود.

جنگ بدون ترمز

عامل سوم در فرسایشی شدن جنگ‌ها، ضعف یا نبود محدودیت‌های نهادی برای کنترل و مهار جنگ است. در بسیاری از موارد تاریخی در زمان‌هایی که نهادهای سیاسی نتوانسته‌اند نقش نظارتی مؤثری را ایفا کنند، جنگ‌ها به‌راحتی طولانی شده‌اند.

نمونه کلاسیک آن، قطعنامه خلیج تونکین در دوران جنگ ویتنام است که عملا اختیارات گسترده‌ای را برای جنگ به رئیس‌جمهور آمریکا داد. از سویی، صدور مجوزهای کلی برای استفاده از نیروی نظامی پس از حملات ۱۱ سپتامبر، زمینه‌ساز درگیری‌های طولانی در افغانستان و دیگر نقاط شد.

در شرایط کنونی نیز، نشانه‌هایی از چنین خلأیی به‌وضوح دیده می‌شود. در ایران، ساختار سیاسی متمرکز امکان تصمیم‌گیری سریع و بدون مانع جدی را فراهم می‌کند. در آمریکا نیز، با وجود برخی مخالفت‌ها، کنگره تاکنون اقدام مؤثری برای محدود کردن اختیارات جنگی انجام نداده است. حتی قوانین موجود، مانند قانون اختیارات جنگی نیز در عمل سابقه چندانی در متوقف کردن درگیری‌ها ندارند.

تجربه نشان داده که حتی در صورت تغییر ترکیب سیاسی کنگره، احتمال توقف کامل جنگ پایین است؛ به‌ویژه اگر دولت بتواند یک چارچوب کلی از استراتژی ارائه دهد.

جنگ با ایران

هنوز برای تغییر مسیر دیر نشده

با وجود این شرایط، هنوز راه‌هایی برای جلوگیری از تبدیل شدن این درگیری به یک جنگ بی‌پایان وجود دارد. یکی از مهم‌ترین ابزارها، ایجاد سازوکارهای نظارتی است که تصمیم‌گیران را مجبور به پاسخگویی درباره هزینه‌ها، اهداف و پیشرفت جنگ کند.

در گذشته نیز نمونه‌هایی از این رویکرد دیده شده است. برای مثال، در دهه ۱۹۸۰ کنگره آمریکا در قبال جنگ داخلی السالوادور، با تعیین محدودیت‌هایی مانند سقف تعداد نیروها و الزام به ارائه گزارش‌های دوره‌ای، تلاش کرد تا تعادل میان اختیارات اجرایی و نظارت قانونی را حفظ کند.

چنین اقداماتی، اگرچه ممکن است روند تصمیم‌گیری را کند کنند، اما می‌توانند از افتادن در دام جنگ‌های فرسایشی جلوگیری کنند.

مسیری آشنا با پایانی نامعلوم

جنگ کنونی نشانه‌های نگران‌کننده‌ای از الگو‌های یاد شده را دارد. اگر این روند ادامه یابد، احتمال آنکه این درگیری به یک جنگ فرسایشی و بی‌پایان تبدیل شود دور از ذهن نخواهد بود؛ جنگی که آغاز آن مشخص است، اما پایانش نه.

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O