الزامات افزایش تجارت زمینی با پاکستان | رئیس اتاق بازرگانی کرمان: باید تفاهمنامههای قوی بین دو کشور نوشته شود | دیپلماسی اقتصادی فعال شود
به گزارش اقتصادنیوز، در معادلات جدید تجارت منطقهای، جغرافیا بار دیگر به یک عامل تعیینکننده تبدیل شده است. ایران با موقعیتی که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب به شبکهای از همسایگان متصل است، میتواند از این مزیت برای بازتعریف مسیرهای تجاری خود استفاده کند؛ اما این ظرفیت بالقوه، در عمل با چالشهایی در حوزه زیرساخت، امنیت مسیرها و سطح همکاری کشورها مواجه است.
آیا مرزهای زمینی میتوانند در شرایط محدودیتهای دریایی، بهعنوان مسیر نجات تجارت خارجی ایران عمل کنند؟ این پرسشی است که با افزایش اختلال در برخی مسیرهای سنتی واردات، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
اقتصادنیوز: نائب رئیس کمیسیون مدیریت واردات اتاق بازرگانی در تشریح وضعیت مرزها گفت: چند روز پیش در اسکندرون حضور داشتم و شندیم که صف کامیونهای ترک در مرز بازرگان گاهی به ۱۸ کیلومتر میرسد. تعداد زیادی کامیون به دلیل تجهیزات ضعیف مرزی و همچنین کنترلهایی که باید در آنجا اعمال شود، روانه مرز شده و در صف میمانند. نتیجه این وضعیت، افزایش کرایههای حمل است و رانندهها دیگر رغبتی به حمل بارهای ایران ندارند.
در همین زمینه، سید مهدی طبیبزاده، رئیس اتاق بازرگانی کرمان، در گفتوگو با اقتصادنیوز به بررسی امکان فعالسازی مسیرهای زمینی و جایگاه پاکستان در این میان پرداخته است.
مشروح گفتوگو اقتصادنیوز را با سیدمهدی طبیبزاده در ادامه میخوانید.
****
*آقای طبیبزاده! با توجه به وضعیت تنگه هرمز و مشکلات موجود برای واردات کالا از طریق جنوب کشور، آیا میتوان مسیرهای زمینی را جایگزین کرد؟ در شرایط فعلی کدام یک از همسایگان ایران واقعاً ظرفیت ایفای نقش جایگزین در تجارت خارجی را دارند و این ظرفیتها تا چه حد عملیاتی است؟
ببینید، در پاسخ به سوال شما مجموعهای از واقعیتهای ژئوپلیتیک را بیان میکنم. خوشبختانه به دلیل تنوع اقلیمی، پهناور بودن کشور و همسایگی با کشورهای متعدد، امکان بهرهبرداری از راههای زمینی در تمامی جهات وجود دارد. بله، بسته به امکانات هر کشور، میزان دسترسی آن به دریا، نزدیکی به ایران و داشتن زیرساختهای قوی، این عوامل در انتخاب مؤثر هستند تا بتوان مهمترین مسیر را تشخیص داد.
کشور نیز برای رهایی از محاصره و محدودیتهای ایجاد شده، الزاماً بایستی از ظرفیتهای جغرافیایی و روابط خود با همسایگان بهره ببرد. ما نیز در حال انجام این اقدامات هستیم تا بتوانیم کریدوری را تعیین، مشخص و بر سر آن مذاکره کنیم تا انتقال کالاها، چه از لحاظ آزادی عمل و چه از نظر امنیت، به خوبی انجام شود. بله، این امکان وجود دارد و تحقق آن بستگی به تفاهمنامههای همکاری کشور با همسایگان، میزان همکاری آنها و توانمندیهای موجود دارد که به لطف خدا تمام این امکانات در کشور هست و مورد استفاده نیز قرار میگیرد.
*در میان گزینههای موجود، مرز زمینی پاکستان تا چه اندازه میتواند در صورت محدود شدن مسیرهای دریایی (بهویژه از مسیر امارات) بهعنوان مسیر جایگزین برای تأمین کالاهای وارداتی ایران عمل کند؟
در پاکستان بنادر بزرگی همچون کراچی، گوادر و بهطور خاص بندر قاسم وجود دارند که از تجهیزات مناسبی نیز برخوردار هستند. همانطور که عرض کردم، تمامی امکانات فیزیکی موجود است؛ اما مواردی نظیر هزینه حمل و نقل، هزینههای بندرگاهی، مفاد تفاهمنامههای همکاری و سهولت انتقال کالا به داخل کشور، عوامل تعیینکننده هستند.
از لحاظ فیزیکی، همه کشورهای همسایه این امکان را دارند و پاکستان نیز در این مورد از جمله کشورهای مهم محسوب میشود.
چرا تفاهمنامه ۲۰۰۸ ایران و پاکستان اجرا نشد؟
* با توجه به اینکه تراز تجاری ایران و پاکستان عمدتاً به نفع صادرات ایران است، چه موانع ساختاری یا اجرایی باعث شده سهم واردات از پاکستان پایین بماند و آیا امکان تغییر این الگو وجود دارد؟
اجازه دهید موضوعی را مطرح کنم؛ تفاهمنامه همکاریهای مرزی و ترانزیت کالا بین ایران و پاکستان در سال ۲۰۰۸ به امضا رسیده است. اما به دلایل متعدد و در برهههای زمانی مختلف، پاکستان از اجرای آن خودداری کرده است. تنها سه چهار روز است که این عملیات آغاز شده و همین موضوع نشاندهنده عدم همکاری در گذشته است که مانع شکلگیری چنین روندی شده بود.
اقتصادنیوز: محمدعلی نشاطی، عضو اتاق مشترک ایران و پاکستان میگوید: «ما متأسفانه در پاکستان با کالاهای صنعتی پیشرفته روبهرو نیستیم. بیشتر تولیدات آنجا شامل کالاهای کشاورزی و مواد خوراکی است. کالاهای صنعتی و پیشرفتهای که ما بعضاً از کشورهای دیگر وارد میکنیم، در پاکستان وجود نداشته و واردات ما از این کشور محدود به چند قلم کالا از جمله برنج خوراکی، دانه کنجد و میوههای گرمسیری است. کالای ساخته شده پیشرفته صنعتی به آن صورت در آنجا وجود ندارد و همین امر باعث شده است که کفه ترازوی صادرات به نفع ما باشد».
این مسئله اکنون نقش مهمی در مذاکرات ایفا میکند و شاید بتوان مذاکرات اقتصادی جدیدی را نیز صورت داد. از موانع موجود میتوان به ناامنی مسیر در برخی مقاطع و به میزان بیشتر، به عدم همکاری طرف مقابل (بهویژه از سال ۲۰۰۸ تاکنون) اشاره کرد.
*زیرساختهای حملونقل، گمرکی و لجستیکی در مرز ایران و پاکستان تا چه حد آمادگی افزایش حجم مبادلات را دارند و در صورت تشدید محدودیتها، چه اصلاحاتی برای بهرهبرداری از این مسیر ضروری است؟
جاده زمینی که از کراچی تا مرز ایران امتداد دارد، بهخصوص در نقاط مرزی میلک و ریمدان و مرز پاکستان، چندان مجهز نیست. من این زیرساختها را برای افزایش حجم مبادلات مناسب نمیدانم. پیش از هر اقدامی، تجهیزات گمرکی، تسهیل مسیر استخراج، استقرار نیروهای متخصص و دستگاههای ناظر الزامی است. یک تقویت جدی زیرساختی در مرزها لازم است تا بتواند افزایش حجم کالا را پوشش دهد.
حتماً باید تفاهمنامههای قدرتمندی بین دو کشور نوشته شود
*فکر میکنید این تقویت مرزی چقدر زمان لازم دارد؟
زمان خیلی زیادی نیاز ندارد. میتوان از همین امروز کار را راه انداخت و به مرور زمان آن را توسعه داد؛ موضوع پیچیدهای نیست و امکانش وجود دارد.
ببینید، در حال حاضر نباید تنها به مسائل فیزیکی اکتفا کرد. بله، حتماً باید تفاهمنامههای قدرتمندی بین دو کشور نوشته شود و به شکلی قوی به آنها عمل گردد. دیپلماسی اقتصادی کشور بایستی این ظرفیتهای فعال را در اختیار کشور قرار دهد. اگر قرار باشد روندها به روال گذشته باشد، نمیتواند خیلی مؤثر واقع شود؛ چرا که این مسیر قبلاً آزموده شده است. اما اگر دیپلماسی اقتصادی کشور روابط را به گونهای پیش ببرد که همکاریها جدی باشد، من فکر میکنم این مسیرها میتوانند جایگزینهای نسبتاً خوبی باشند.